چهار تکنیکی که از شما بداهه گوی حرفه ای می سازد

چهار تکنیک بداهه گویی

د راین مقاله می خوانید

ممکن است فرصت های زیادی برای شما پیش آمده که صحبت کنید و موقعیتی مناسب را برای خودتان خلق کنید اما چون به تکنیک های بداهه گویی آشنا نبوده اید به راحتی فرصت ها را از دست داده اید … و بارها با خودتان فکر کرده اید که اگر آن زمان می توانستید به موقع صحبت کنید چه تاثیر مطلوبی روی کار یا روابط دوستانه شما به جای می گذاشت.

در این مقاله چهار تکنیک بداهه گویان حرفه ای را با هم می خوانیم . تکنیک هایی که تاثیر فوق العاده ای در بداهه گویی موثر شما خواهند داشت.

هدف از بداهه گویی

یادمان باشد هدف ما از بداهه گویی این است که سخن موثر و کاربردی برای مخاطب به یادگار بگذاریم و کلام ما تا مدت ها در ذهن مخاطب بماند..بنابر این صرف این که در لحظه صحبت کنیم کافی نیست بلکه باید بتوانیم حرفه ای و اصولی بداهه کنیم.

 

بداهه گویی مهارتی است که با ممارست می توانید در آن موفق شوید.

تصور کنید بداهه گویی حرفه ای یک مسابقه ی چهار مرحله ای است که باید مرحله به مرحله آن را پشت سر بگذارید. از مرحله اول به دوم از دوم به سوم و با تمام کردن مرحله سوم به شما مجوز ورود به مرحله چهارم داده می شود. تنها با پشت سر گذاشتن و موفقیت در مرحله چهارم است که می توانید به رتبه عالی دست یافته و مدال بداهه گوی حرفه ای را دریافت کنید. این مرحله آخر،  فوت کوزه گری است که ارائه شما را از دیگران متمایز می سازد. هم اکنون برای شرکت در مسابقه بداهه گویی مهیا شوید.. آماده اید مسابقه را شروع کنید؟

سطح اول : سه دقیقه صحبت کنید

در این سطح باید روی ذهنتان تمرکز کنید و مطمئن شوید که می توانید درباره هر موضوعی بدون آمادگی قبلی سه دقیقه صحبت کنید. 

این سطح، مهمترین مرحله تمرین بداهه گویی است. هدف این است که مدت سه دقیقه درباره هر موضوعی صحبت کنید. نگران نباشید که آیا حرف هایتان منطقی است یا نه، همچنین نگران ساختار یا نحوه ی ارائه اش نیز نباشید. هدف این است که شما سه دقیقه صحبت کنید.

آیا سخنرانی دیده اید که در بداهه گویی تپق بزند و خجالت بکشد؟ او هنوز مرحله اول را پشت سر نگذاشته است. هر قدر هم با تجربه باشید وقتی مشغول این تمرین هستید کیفیت را کنار بگذارید و فقط وقت تعیین شده را با کلمات و سخنرانی پر کنید. زمانی که توانستید این مرحله را به راحتی انجام دهید، دیگر از بداهه گویی نمی ترسید چون می دانید هر سوالی از شما بپرسند به راحتی کلماتی برای جواب دادن پیدا خواهید کرد.

در مراحل دیگر با انجام تمرین ها می توانید جواب عالی ارائه دهید. اما نخست باید با ترس کم آوردن کلمات مواجه شوید، از این نترسید که نکند وقتی به کلمات نیاز دارید آن ها را پیدا نکنید.

توجه داشته باشید که کارهای خیلی بزرگ را باید مرحله به مرحله انجام داد. این قاعده در مورد بداهه گویی نیز صدق می کند. برای ورود به مرحله بعد لازم است روی این تمرین تسلط پیدا کنید تا دچار سردرگمی در تکنیک های بداهه گویی نشوید.

سطح دوم: ساختار و معنا اضافه کنید .

شنوندگان در صورتی مطالب را به یاد می آورند و سخنرانی ها ی بعدی تان را دنبال می کنند که ساختار یافته باشد. در این سطح سخنرانی شما باید مقدمه، بدنه و نتیجه گیری داشته باشد و بتوانید به راحتی از چارچوب ها برای ساختاربندی جوابتان استفاده کنید. وقتی روی این سطح کار می کنید به زبان بدن، تنوع صدایی یا ارتباط چشمی توجهی نداشته باشید، نگران این موارد نباشید در سطح سه فرصت دارید روی آن ها کار کنید.

سطح سوم : ارائه

جالب است بدانید اکثرا تکنیک های سخنرانی برای بداهه گویی هم قابل استفاده است. در این سطح هم همانند سخنرانی ، باید روی حرکات بدن، مکث، ارتباط چشمی، تنوع صدایی و دیگر تکنیک های ارائه کارکنید. هدف این سطح، تقویت موثر زبان بدن است و با مهارت یافتن بر آن، مخاطبان درک خوبی از تمام پاسخ های بداهه تان خواهند داشت.

سطح چهارم: جهت گیری

اگر انجام این سه سطح برایتان راحت است به شما تبریک می گویم چون شما همین حالا هم در بداهه گویی تبحر پیدا کرده اید. اما برای آنکه به سطحی برسید که صحبت هایتان، سال ها در ذهن مخاطبان بماند باید روی سطح چهارم تمرکز  نمایید . افراد زیادی در بداهه گویی تبحر دارند اما تعداد بسیار کمی واقعا بداهه گویان عالی هستند . وجه تمایز این دو گروه فقط در جهت گیری صحبت هایشان است.

 

پاسخ های فی البداهه شما به سوالات اگر قابل پیش بینی و واضح باشد و دیدگاه منحصر به فردی به مخاطب ندهد، خسته کننده و تکراری است و زود فراموش می شود. مخاطبان نمی توانند روی موضوعات یکنواخت تمرکز کنند. صحبت های شما باید سمت و سویی غیرقابل انتظار داشته باشد.

 

مثال: فرض کنید از شما بپرسند: « برنامه شما برای تعطیلات آینده چیست ؟» . واضح ترین جواب که اکثر افراد می دهند این است می خواهم به شمال یا جنوب بروم و در ساحل دریا استراحت کنم، چون از کار خیلی خسته ام و به آرامش نیاز دارم.» یا می خواهم با خانواده ام به ترکیه یا مالزی بروم چون بهترین تعطیلات برای من با خانواده مسافرت رفتن است.

این جواب ها برای گفتگوی شخصی مناسب هستند اما برای اینکه به سطح عالی برسید نمی توانید این طور جواب بدهید. جایی که شما در تعطیلات می روید برای مخاطبان اهمیتی ندارد، بلکه ارزشی که جوابتان به ارمغان می آورد برایشان مهم است. ارزش یعنی تجربه شخصی شما از زندگی یا دیدگاهی متفاوت و غیرعادی.

وقتی واضح ترین جواب ها را انتخاب کرده اید، صحبت هایتان در مسیر معمولی در جریان است و ارزشی به مخاطب نمی افزاید.

مثلاً « می خواهم کل تعطیلات را در دفترم بگذرانم .. »، « قرار است دو هفته را در زندان بگذرانم».  « در زندگی من هر روز تعطیلات است چون .. »، « می خواهم در تعطیلات نامرئی باشم تا… »

 

این شروع ها غیر عادی هستند و توجه مخاطب را جلب می کنند تا با دقت بیشتری به ادامه صحبت ها گوش کنند. درست است که تعداد کمی از سخنرانان در سطح چهار هستند اما رسیدن به این سطح به هیچ وجه دشوار نیست. وقتی در مقابل مخاطبان صحبت می کنید گفت و گوی خصوصی ندارید و هدف تان این نیست که آنچه را واقعا فکر می کنید به زبان بیاورید، بلکه می خواهید ارزشی اضافه کنید.

خلاق باشید، جهت گیری قابل پیش بینی نکنید تا صحبت هایتان سال ها در یاد مخاطب بماند. در این صورت، مردم بی صبرانه منتظر بداهه گویی شما خواهند ماند چرا؟ چون فکر می کنند:« این سخنران عالی است به خاطر اینکه دیدگاه متفاوتی دارد و هر بار حرف جدیدی دارد، دوست دارند بدانند این بار چه می گویید». وقتی موضعی انتخاب می کنید که با بقیه فرق دارد توجه مردم به شما جلب می شود.

منبع : کتاب هنر بداهه گویی

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

آرشیو مطالب...

آخرین دیدگاه‌ها

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.